وضع جهان در آخر الزّمان
وضع جهان در آخر الزمان ـ به خصوص قبل از ظهور امام زمان(ع) ـ روايات بسياري وارد شده است. بعضي از آن خصوصيات چنين است:
1.وضع حكومتها؛ حكومتها استبدادي و افراد فاسد و ظالماند و حكومتهاي ضعيف و زودگذر و متزلزل در رأس امور قراردارند.
2.وضع دين؛ از اسلام و قرآن، فقط اسمي ميماند و مساجد، زيبا، اما بدون جمعيت است و عالمان دين، افرادي بد و فتنه گرند، و مردم از دين خارج ميشوند.
3.وضع اخلاق؛ عواطف انساني ضعيف شمرده ميشود و ترحم به هم وجود ندارد و انواع فسادهاي اخلاقي، به طور علني در جامعه انجام ميشود(بدون نهي و جلوگيري).
4.وضع امنيت؛ ترس و اضطراب فراگير و راهها نا امن است و جنايتهاي هولناك صورت ميگيرد. مردم، آرزوي مرگ ميكنند و مرگهاي ناگهاني و زلزله و جنگ و فتنه و بيماري و مرگ زياد ميشود.
5.وضع اقتصاد؛ باران و محصولات كشاورزي كم ميگردد و رودها و چشمهها خشك ميشوند و گراني و فقر و گرسنگي و عدم رونق تجارت و بازار، غوغا ميكند.
البته در كنار همه اين مشكلات، عدهاي به وظيفه شرعي خود عمل ميكنند و علم اسلام و انسانيت را بر پا ميدارند و زمينه ظهور را فراهم ميكنند. در آن زمان، ايران ـ به خصوص شهر مقدس قم ـ پايگاه شيعيان و محل اميد مردم خواهد بود. بنابراين، چنين نيست كه همه، در ظلم و فساد فرو رفته باشند، بلكه عدهاي، با زحمات فراوان، خود را حفظ ميكنند و فروغ اميد را در دل مردم روشن نگه ميدارند.
بنابراين چون دوران غيبت امام زمان(ع) در روايات، آخر الزمان ناميده شده است، ميتوان گفت: ما در آخر الزمان هستيم؛ مخصوصاً كه بعضي از علايم ياد شده، در زمان ما وجود دارد. اما اگر منظور از آخر الزمان فقط چند سال قبل از ظهور حضرت باشد، چون وقت ظهور مشخص نيست، نميتوان گفت، كه ما ، در آخر الزمان هستيم يا نه.